⊰ آماسِ مَن ⊱ | اشعآر سحرناز رآد♡

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
♡بنام شاعر زندگی♡


⸙نام مجموعه: آماسِ مَن ⊰ اشعار سحر ⊱
⸙نام شاعر: سحرناز راد
⸙موضوع اشعار: عاشقانه
⸙قالب اشعار: غزل

⸙مقدمه:
تا آوازه ی حافظ و سعدی بود در این جهآن

ای سحر! تو کــیستی که شوی از شاعــرآن

⟆ نَقــد ⟅
 

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋



نام غزل: تا به سَحَر


نازنینم ! محو بویــت میشوم
عاشق آن خلق و خویت میشوم

ای که سوزانی مرا از روز و شب
عاشقم؛ ره روی سویت می شوم

هرچه میخواهی بگو امشب به من
من که رام گفتگویـــت میشوم

نازم نکش، مـشو هی غرق من
من خودم غرق آرزویت میـشوم

بـــا دل مـن بــاز بــازی نــکن
من اسیر چشم و رویت میـشوم

گـــر بـــمانی بــا مــن تا سـحر
من، خود من، قصه گویت میشوم








 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋




⸙نام غزل: دربرابر خنده



باز عاشق شده ام یارا، هی مسـت میکنم
شب به شب گذر به کوچه بن بست میکنم

ویرانه اســت حــالم امـا برای تـــو
در برابر خنـده بـازی شکـســت میکنم

دیگر به کــار گشـت و گذارت نیستـــم
بی اجازه در دلــــت نشســـت میکنـم

در بــــه در, کوچه بـه کوچه در وهم تو
تا میرسم به آرزویت مسـت میکنم






 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋


⸙نام غزل: شکرآب


نازنینم ! دیـــدن تو ســـراب اســـت هنوز
بوس*ـه ی عشق تو شــــراب اســت هنوز

دل مـن در پـــی جواب است شـــب و روز
می آیی ؟این سحر خانه خراب اسـت هنوز

نقش نقش کشیده ام بر در و دیــــوار وجود
آن بویــــت را که از گــلاب اســت هنوز

نازنینـــــم ! آن لــــبانت را بر هم بــــدوز
کــه نگـــویند بینمان شکر آب اســت هنوز

همه در لهو و لعب سر کنند و من گرفتار شوم
فقط این خلقت گویندکه در خواب است هنوز

نمی فهمند و نخواهند فهمید چیست درد من
من که می دانم یارم جام شـ*ـراب است هنوز


 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋


⸙نام غزل: عاشقی

باز هم امشب مرا اشعار دفترم یــاری میکند
سراچــه ی ذهـنم با یادت بـی قراری میــکند

نازنینم ! افســرده مکن این دل را در فــراق
بــاز اشک تو ای جــانم، انگار کــاری میکند

با چشمان سیاهت ای عزیز ! مرا دیوانه کن
نوبت ما که میرسد چشمانت اظهار نداری میکند

با سحــر جانت نکــن این بـازی آشفته را
عـاشـقی هـم درد میــدهد هــم دوا میکند
 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: چراغ فانوس

خود را بر هر دری میزدم تا شاید فراموشت کنم
در دوری زجرآورم با رد و غــم هماغوشت کنم

در پی فراموشی من نباش ای غزل عشق و درد
کاری نکن در خانه ی عشق چراغ فانوست کنم

در این برزن عشق مرا وحشی نکن ای نازنیـن!
یاد کن که هرکاری میکردم تا مدهوشت کنم

« هوش ازسرم بردی، دل شاعر کجا و هوش او »
« می آمدم با یک غزل شاید که خاموشت کنم »


 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: جام عشق

ای صنم سر به فلک کشیده
آغـ*ـوش من دوری تورا چشیده

گر در عذابم، علت تویی و بس!
عقل و هوش از سر من پریده

عاشقم و عشق عذاب است دلبر
این لیلی عطر عشقت را دمیده

بوس*ـ*ـه به بوس*ـ*ـه گذرم از تنـت
دل غافل من با نگاه تو لرزیده

جام عشقم پر و حرف ها ناتمام
اما غزل من این جا تمام گردیده
 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
نام غزل: غم ایآم

امشـب باز در نبودت بدنــام میشــوم
بــا صورتــک قلابــی ام آرام میشــوم

امشـب بی حــرف تا سحر می گریــم
هرچنــد سرکشم اما با تو رام میشوم

امشب پی میبرم به ژرف عشقت جانان
بیا سامـــانم ده که بازار شـــام میشـوم

امشب چنگی میزنم و از درد می سرایم
برگرد نازنینم به جان خودت خام میشوم

امشب شاعری نفســم را بریده تیز تیز
با مرگـ شـــاید رها از غم ایام میشوم



 

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: پریزاده

ای پریزاده ی عشق ! دلم تنـگ توست
هر کجا که می روم، نشانی از رنگ توست

هیچ در باورم نمی گنجد که بد شــوی
عقـل و دلم هــردم در جــنگ توست

بوس*ـ*ـه بارانت می کنم بی پروا ، عاشــق
هر صدایی که می شنــوم آهنگ توست

تــو را می ســرایم از نبض دل و احساس
تمــامــی غـزل هایــم هماهنــگ توست

چه می خواهی به چنگ آوری ناز من ؟
تـــمام " سحـــرجانت " در چنگ توست
 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: تیله های مشکی


کاش می دانستی هر شب نامــت جاری است بر زبانــم
با آمدنت نــازم ، سامان دادی به روح و روانـــم

کاش می دانستی تو بودی که خنده را بر روی لبانم آوردی
از وقتی جدا گشتی خنده هم گریزان است از لبانم

دمــی عشــق باشد و آن تیلـــه هــای مشکــی ات
از نگاه کردن به تو سیر نمی شوم پادشاه جهانـــم

بیـــا و تسکینــــم ده با آغــــوش گــرم و نــابــــت
همه را حذف می کنم ، لب تر کن تا با تو بمانـــم

ای هــــم زبـــانـــم ! ای آذری تـــــریـــــن مــــرد
بــــا نام تــــو زنــــده می شوم آرامش جــانم




 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: هوای وصال

تا به دیروز در هــوای وصـــال آب مــی شدیـــم
هم را می دیدیم اما باز بی تـــاب می شدیـم

تا به دیروز در معرکـــه ی عشـــق پی نبرد بودیـم
اما تا به هم می رسیدیم بی جـواب می شدیم

تا به دیروز مــن بـــودم و تــــو ای نازنـــینـــم
در کدامین غــــزل ها انتــــخاب می شـدیم ؟!

تا به دیروز از الهام حضورت غزل عاشقی می سرودم
حال ما را ببـــین که در خــــواب مـی شدیم

تا به دیروز مـــن بــــودم و چنــــگ شاعــــری
وفـا نمــی کردیــــم و در عــــذاب می شدیم



 

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: رهگذر

بوس*ـ*ـه بـاران می کنم آن دلبـر بیگـانه را
عشق گرفـتار می کند این من بیچـاره را

سوی تو می شتابم از گذر هر رهگــذری
کاش اندکی درک کنی این دل دیوانـــه را

نبض خواستنت جاری ست در قلب بی قرارم
از عشق پر می کند، لبــریز آن پیــمانه را

دور مشـــو ای ناز من! مرا افســرده مکن
ذره ذره عنایت می کند این عاشق مستانه را

بخت نیک نازنیـــنم آرزوی من بر توست
بعد تو تنهایی می پذیــــرد من ویــرانه را


 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: شاعری

گویند عاشقی دیوانگی ست، حمـاقت باشد
دیوانـگی ام بر عاشــقی ام علامت باشد

هــر روز بســـی دیـــــوانه تر می شـــوم
روزگــــار من بر یــــاران حکایــــت باشـد

عشــــق تو، مـــــرا به شاعــــری کشاند
حال که تـــو نیستی، سرودن قیامــت باشد

در نبودت هرچند غزل می سرایم کم و بیش
هر غزلم باید لبریـــز از ملامــــت باشـــد


با کلام شیـــوایت هوش از ســـرم برده ای
گر علــت پرسی، عاشـــقی جوابـــت باشد


 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: نوای قلب

سخن عاشقی را بسته ام جز تو پنـهانی
غرق شیـدایی ام بس که جان جـــانـی

چون آتـــش عشقـت افتاد بر جـــانم
نمانــده است از من جز یک ویــــرانی

پنهان مــکن راز و بگو از نــوای قلــبت
هرگـــاه که مرا می بینی سر در گـریبانی

می خواهم غوغا به پا کنم دیوانه تر شوی
مرد من ، تو بی باکی ، در عشق از دلیرانی

گرچه باز می خواهم از تو گویم تا به سحر
اما دگـر شاعـری نمی دهــد بر من امانی




 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋

⸙نام غزل: نقش خیالی

جایی رسیده ام که اگرچه تو نیــستـی
اما تورا در کنار دلم احساس می کـنم

گاهی تـو را در خــیالم نقـش می کنـم
دل را به نقش نادرت وسواس می کنــم

زبونیســت این هــمه عاجزانه عاشــقی
یا درد عامیســت من خــاص می کــنم

«تیغی که می زنی بر دلم، گرچه می کشد»
«دلم را با تراشـه های تو الماس می کـنم»

باشدعشق من نگو به "سحر" ازحرف دلت
من چاره ای براین عاشق حساس می کنم






 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: برایت می مانم


امشب پذیرای مرگ شده جهانم
چشمانم تر، آشفته است روانم

نبودت شاعرانه به نفیرم کشاند
زین سان سبب فسرده و نهانم

خواستار عشق من بودم هر دم
اما دیگر نمانده است تاب و توانم

آه! چه تناقض قشنگیست
عاشقانه ای تلخ شده بیانم

گویند خموش باش ای عاشق
نمی دانند حرام است سکوت زبانم

ترسم از عشق نیست، بی باکم
لحظه ی آشفته ایست بی تو شبانم

دردی دیگر سرود سحر شاعرت
جمله عالم می دانند برایت می مانم
 

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: جانا

از جفای تو جانا، در تعجبم سخت
باخبری یا غافل از من تیره بخت

بند بند وجودم شاعری طلب می کند
گویا همه از من بسته اند رخت

انتظار قهقهه داری از من آزرده
می شکنم در این احساس لخـ*ـت

دوستت دارم اما به تعبیر جدایی
تا ابد از آن توام خیالت تخت تخت

هر نفس سوداگری و عاشقی می کنم
تا رها شوم از شرم این اوضاع سخت




 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: پیدای پنهان

از ملالت پر است دلم تو نمی دانی
بر تن بی جانم تو همان جان جانی

چشمان ترم دائم دنبال تو می گردند
ای تویی که هم پیدایی هم پنهانی

خشم آتشین تو مرا می ترساند ولی
آن رعیت تابع می شوم اگر تو خانی

هیچ باکی نیست از تمنای دلم
تا هر وقت از باب دلم تو نگهبانی

کاش خیال نزه تو را آرزو نکنم
می هراسم که هلاک شود جوانی

شرمنده ام از تن خسته و ملولم
بارها گفته ام که آن را برهانی

به گفتار دروغینم شنوا مباش هرگز
که بی تو ویران است یک جهانی





 

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: زلف پریشان


دست در دسـت دگــــر نــه
مـــرا از فکــــرت پاک کــن

مبدلی عظیم در زندگــانی ات
خاطراتــــمان را خــاک کـن

شانه ی زمردینم را پــس مده
زلف پریشانم را شـرمناک کن

در بحر آرزوهایـت غرق شــو
دل در ره عشق چالــاک کــن

رخصت جدایی می دهم بر تو
بیا و غـزلم را غمـــناک کـــن

سعادت تو خواسته ی دلم دائم
برو به خـوشی مـــرا خاک کن


 

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: مجبور شدم

گویــا در عشــق معذور شـدم
از گرمـی نگاهــت دور شــدم

دل ســپردم و عاشــقی کـردم
بر این سبــب مشـــهور شدم

عاشقانه بر من پشتیبان گشتی
مقابل تیره رایان جسور شـدم

می ستایم آن نگاه پاکـــت را
در برابر پلیدی ها مغرور شـدم

تحویل گرفتی و نوازشــم کردی
دچار احساسات ناجـــور شدم

اما گویا شاعری پایـــان رسید
از آشنایـــی ات مسرور شــدم

نازنینم قربان اشک چــشمانت
من بر این جدایی مجبور شدم

 

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: دار می زنم

دیگر به ساز دل، همه شب تار می زنــم
عاشقم، عاشقی ام را به همه جار می زنم

دفتــــــر اشــــــعارم را می گشـــایم
از تنهایی چنـــگ بر اشـــعار می زنـــم

طاقــتم طـــاق شـــــده از دلــــتنگی
فریـــــاد بــــر ســـــر روزگار می زنم

چشمانــــــم در فراقت کور شـــده اند
ببین که عاشقانه دست بر خــــار میزنم

برگـــــرد به آغوشـــم جانا بمان تا ابد
ورنه ســــر به در و دیــــــوار می زنم

فردا میـــــان شهر ،" سحر " شاعر را
در چشــــــم شاهدان غزل دار می زنم
 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: بازنده

گشادی لب هایــــت را از دیـار خنـده
در این آزرم باخـتم بر تــــو شرمنــده

گویـا بودم در تلــــسم کـلام شیوایــت
میان پیمان صلح کردی مـــــرا بازنـده

گریزان بودم از نبــض دل و احســــآس
عشقت را تــقدیم کردی ای بخـــشـنده

دل را اسیر معاصـــی شیــــرینی کردی
در این بازی فقـــط بودم یک بینــــنده

مرا حبس کردند در حجره ی تنگ عاشقی
دل باختن بر تو چه تناقض مانـــنده

در آخر مرا از شاعــــری دار زنند شـــاید
ستایـــش تو تمامی ندارد بر من گوینده
 
آخرین ویرایش:

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: افسانه

در درونــــم همچـــون کودکــی بیگانه
بـــازی کــــردی با ایـــن دل دیــوانه

درختی بی ثــمر بـــودم عمری پیـــش
در ازدحــام نگاهت گـــشتم شاهـــانه

دستـــم گرفتـــی و ره نمودی راســـت
نجاتم دادی از منـــجلاب این میـــخانه

پرستویی تنها با آخـــرین پـــر پـــرواز
بال و پرم شــــــدی بر آرزوی مــستانه

دیوانگــی ام بر تو نشانی باشــد شــاید
که کنیم این داسـتان را یــک افـــسانه

می چرخیم بر چــرخ فلـک در پـی هـم
با دلی پاک، همراه خنده های کودکـانه

می دانی که باز سحر شاعرت از تو سرود
به پایان غزلی دیگر رسیدیم چه عاشقانه



 

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: رَستم

بــرای بـــــودن تــــو درها را بــــستــم
پشـــــت در به خــاطراتت پــــیوســـتم

هنـــوز نقش تو در خیـــالم نمایــان است
بیـــا که من همچــــون بغضی شکـــستم

سراچه ی ذهنم با یادت آماس می کند ولـی
بـــــاز این مـــنم که به یاد تو هســــتم

به درگـــاه خــــدا سجده کنم طلبـــت را
همیـــشه رکـــعت اول گرفته ای دســـتم

بزن لبخند که شکــــوفه ها گــــل کــــند
من از فـــــراق تو گــــوشه ای بنشــستم

نازنـــــینم بوس*ـ*ـه زنم بر تو از دیار طــراوت
گویا مــــن از این آزمون عشــــق رســتم
 

-Shrw

مدیر تالار شعر
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
گرافیست
LV
0
 
نوشته‌ها
312
پسندها
501
امتیازها
253
جوایز
2
محل سکونت
بهارستان عشق💋
⸙نام غزل: عندلیب

من از تماشای گل رخ تو بی نصیـــب شــدم
میان عامی از مردم، بیـگانه و غریـب شـــدم

شیفته و مــحزون، گوشه ای درمـکـتب عشق
به فریاد دلم نرسیدی جانم، من عجــیب شدم

روزها رهایــم از این دل، شب درگیرم و آشـفته
چنــین نبـــودم و از فراق تو ناشــکیب شـدم

اسیر عیـش و نوش بـــودم به هــوای فــلک
تو آمـدی بر سرزمین دلم، بســـی نجیب شدم

چه بر ســر روزگـــارم آوردی ای جفاکار جسـیم
که من در وهم رخست تو گرفتار فریـب شــدم

فقط به رقعـه ای که از تـــو رســد دل خـوشم
میان شــعر و غزل عاشقی، مَـثَل عندلیب شدم

ز قلم عشــــق تــوانا بود این دستان افـــگارم
که مـــن اینـــگونه دیـــوانه ای ادیــب شدم
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا