معرفی | ویلیام فالکنر |

ewli

کاربر افتخاری
کاربر افتخاری
LV
0
 
نوشته‌ها
390
پسندها
465
امتیازها
253
محل سکونت
یه جای آروم..
ویلیام فالکنر یکی از بزرگترین و پر آوازه ترین نویسندگانی است که امریکا به خود دیده است.
نویسنده ای که با قلم بینظیرش همواره حماسه انسانهای معمولی ولی شگفت انگیز امریکا را روایت می کند.
او همزمان صاحب حماسه هومر
،شیوایی تولستوی و قدرت هوگو است تا با حماسه ای چون خشم و هیاهو که هر کس آن را می نوشت و دیگر هیچ نمی نوشت بیگمان یک نویسنده برتر بود اما او آثار بسیاری با همان قدرت پدید آورده است.

🍂🍂🍂


|ویلیام فالکنر|



«خشم و هیاهو»ی ویلیام فاکنر را به‌سختی می‌توان تا انتها خواند و به‌دشواری می‌توان داستانش را تمام و کمال فهمید
اما این رمان پررمز و راز ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که آن را در کنار شاهکارهای ادبیات جهان قرار می‌دهد. اما این ویژگی‌ها کدامند؟ «ویلیام فاکنر» در سال ۱۹۳۳ بر خشم و هیاهو مقدمه‌ای افزود اما فاکنر در نخستین عبارت این مقدمه، که می‌توانید آن را همراه با متن اصلی کتاب به زبان انگلیسی بخوانید، می‌نویسد: «این کتاب را نوشتم و یاد گرفتم که چطور کتاب بخوانم.»


🍂🍂🍂


شاید مهم‌ترین ویژگی رمان «خشم و هیاهو» در همین عبارت کوتاه فاکنر نهفته باشد،
اینکه با این رمان می‌توان یاد گرفت که چطور کتاب خواند. فاکنر در ادامه‌ی این مقدمه توضیح می‌دهد که پیش از این نیز در به‌کار بردن کلمات و «زبان» و به‌تبع آن نزدیکی به آن دو محتاط بوده است،
همچون احتیاط یک مقاله‌نویس در به‌کارگیری کلمات، اما با نوشتن «خشم وهیاهو» یاد گرفته
که در نزدیکی به زبان و کلمه احترام یا پروای خاصی را هم داشته باشد، مثل ترس همراه با لذت نزدیک شدن به دینامیت.
«خشم و هیاهو» کارکردهای تازه‌ای از رمان و رمان‌خوانی را به خواننده معرفی می‌کند. به آدم یاد می‌دهد که رمان، روایت، دیالوگ و شخصیت‌ها می‌توانند کارکردها و ویژگی‌هایی فرای تعاریف معمول خود داشته باشند و فاکنر در این رمان این ویژگی‌های تازه را به‌کار بسته است و آن را به‌ خواننده معرفی می‌کند. در عین حال، «خشم و هیاهو» اوج سبکی‌است که در ادبیات امروز به «سبک فاکنر» معروف است. همان سبکی که فاکنر بعد از «خشم و هیاهو» نیز آن را در رمان‌هایی چون کتاب خواندنی «گور به گور» [با ترجمه‌ی خوب نجف دریابندری] و «حریم» و «آبشالوم، آبشالوم!» به‌کار گرفت اما بعدها خود اعتراف کرد
که هیچ‌گاه همچون نوشتن «خشم‌ و هیاهو» در به‌کارگیری این سبک ارضـ*ـا نشده است.
ویلیام فاکنر در «خشم و هیاهو» داستان زوال زندگی «کامپسون» را از سال ۱۸۹۸ تا سال ۱۹۲۸ نشان می‌دهد و از این بابت رمان فاکنر شباهت‌هایی با رمان خواندنی «بودنبروک‌ها»ی توماس مان دارد و البته با روایت‌هایی کاملا متفاوت.
 

ewli

کاربر افتخاری
کاربر افتخاری
LV
0
 
نوشته‌ها
390
پسندها
465
امتیازها
253
محل سکونت
یه جای آروم..
~آثار و رمان ها~

مواجب بخور و نمیر (۱۹۲۶)

پشه‌ها (۱۹۲۷)

سارتوریس (۱۹۲۹)

خشم و هیاهو (۱۹۲۹)

گوربه‌گور (۱۹۳۰)

حریم (۱۹۳۱)

روشنایی ماه اوت (۱۹۳۲)

دو دکل (۱۹۳۵)

ابشالوم، ابشالوم! (۱۹۳۶)

شکست‌ناپذیر (۱۹۳۸)

نخل‌های وحشی (۱۹۳۹)

دهکده (۱۹۴۰)

برخیز ای موسی (۱۹۴۲)

مزاحم در خاک (۱۹۴۸)

مرثیه برای راهب (۱۹۵۱)

حکایت (۱۹۵۴)

شهر (۱۹۵۷)

عمارت (۱۹۵۷)

چپاولگران (۱۹۶۲)
 

ewli

کاربر افتخاری
کاربر افتخاری
LV
0
 
نوشته‌ها
390
پسندها
465
امتیازها
253
محل سکونت
یه جای آروم..
~آثار ترجمه شده به زبان فارسی~




گوربه‌گور. ترجمهٔ نجف دریابندری.

ابشالوم، ابشالوم!. ترجمهٔ صالح حسینی.

برخیز ای موسی. ترجمهٔ صالح حسینی .

حریم. ترجمهٔ فرهاد غبرایی.

خشم و هیاهو. ترجمهٔ صالح حسینی.

داستان‌های یوکناپاتافا. ترجمهٔ عبدالله توکل، رضا سیدحسینی.

یک گل سرخ برای امیلی. ترجمهٔ نجف دریابندری.

نخل‌های وحشی. ترجمهٔ تورج یاراحمدی .

تسخیر ناپذیر. ترجمهٔ پرویز داریوش .
 
بالا