ewli

کاربر افتخاری
کاربر افتخاری
LV
0
 
نوشته‌ها
390
پسندها
466
امتیازها
253
محل سکونت
یه جای آروم..
Ein Mann beim Psychiater: “Herr Doktor, Herr Doktor! Ich glaube, ich bin ein Auto. Brumm, brumm, brumm.” Der Arzt: “Machen Sie das noch mal.” – “Brumm, brumm, brumm.” – “Ich glaube, Ihr Vergaser ist verstopft!”

یک مرد پیش روانپزشک رفت:

“اقای دکتر، اقای دکتر! من فکر میکنم، من یک ماشینم. بروووم، بروووم، برووووم.”

دکتر: “یه بار دیگه انجام بده”

“بروووم، بروووم، بروووم”

“فکر می کنم کاربراتورت خراب شده!”
 
  • پسندیدم
واکنش‌ها[ی پسندها]: Naz...

ewli

کاربر افتخاری
کاربر افتخاری
LV
0
 
نوشته‌ها
390
پسندها
466
امتیازها
253
محل سکونت
یه جای آروم..
Kommt eine Frau zum Psychiater. “Herr Doktor, Herr Doktor, ich glaube mein Mann ist verrückt! Jeden Morgen beim Frühstück isst er die Kaffeetasse auf und lässt nur den Henkel übrig. Sagt der Arzt: “So ein Irrer, wo der Henkel doch das Beste ist!”

یک زن پیش روانپزشک می رود

“آقای دکتر، آقای دکتر. من فکر می کنم شوهرم دیوانه شده! هر روز صبح سر صبحانه اون همه فنجان قهوه رو می خوره و فقط دسته اش رو باقی می ذاره”

دکتر میگه: “عجب دیوانه ای، اتفاقا دستگیره بهترین بخشه!”
 
  • پسندیدم
واکنش‌ها[ی پسندها]: Naz...

ewli

کاربر افتخاری
کاربر افتخاری
LV
0
 
نوشته‌ها
390
پسندها
466
امتیازها
253
محل سکونت
یه جای آروم..
Ein Arzt verschreibt, fälschlicher Weise, seinem Patienten Abführmittel anstatt Hustensaft. Nach zwei Tagen trifft der Arzt den Patienten und fragt: “Na, husten Sie noch?”

Erwidert der Patient: “Nein, Herr Doktor, ich trau mich nicht mehr!”

دکتر اشتباها برای مریضش به جای شربت سرفه، مسهل تجویز میکنه. بعد از دو روز دکتر مریض رو می بینه و میپرسه “خب، هنوزم سرفه می کنی؟”

مریض جواب میده “نه آقای دکتر، دیگه جرئت نمی کنم”
 
  • پسندیدم
واکنش‌ها[ی پسندها]: Naz...
بالا