مدیر راهنما

مدیر اجرایی
پرسنل مدیریت
مدیر اجرایی
پلیس انجمن
LV
0
 
نوشته‌ها
235
پسندها
198
امتیازها
128
جوایز
1
محل سکونت
کتاب رمان
همانند حبه ای قند که پای فنجان نشسته بود به پایت نشستم



تو همان چایی فنجان بودی



داغه داغ…خوشرنگ و بو



با گذر زمان همین که مرا در خودت حل کردی؛سرد شدی



سرده سرد



دیگر نه حرارتی بود نه بویی



منم در درونت نه دیده میشدم نه پیدا…



گم شده بودم



حتی دیگر نتوانستم خودی که گم کرده بودم را پیدا کنم.
 
  • پسندیدم
واکنش‌ها[ی پسندها]: Naz...
بالا