فریدون مشیری

  1. م

    آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

    آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است آه وقتی که تو لبخند نگاهت را می‌تابانی بال مژگان بلندت را می‌خوابانی آه وقتی که توچشمانت آن جام لبالب از جان‌دارو را سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی موج موسیقی عشق از دلم می‌گذرد روح گل‌رنگ شـ*ـراب در تنم می‌گردد دست ویرانگر شوق پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین،...
بالا