داستان مزرعه سیب زمینی

  1. Admin

    داستان مزرعه سيب‌ زمینی

    داستان کوتاه مزرعه سيب‌ زمینی پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد. او می‌خواست مزرعه سیب‌زمینی‌اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود. پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم...
بالا